
از مجموعه «اتاق»

از مجموعه «در خواب رفتگان»



یادداشتی درباره حضور هنرمندان در حیطههای مختلفروز پیش (14آبان ماه) نخستین نمایشگاه عکس انفرادی نیکی کریمی در نگارخانه گلستان تهران به پایان رسید و خانم بازیگر حاصل تجربیات 15 ساله خود را در قالب نمایشگاهی از عکسهای طبیعت به نمایش گذاشت.این نمایشگاه در حالی برگزار شد که به هر صورت کنجکاویها و حساسیتهای خاص خود را همراه داشت که البته نشست خبری پیش از گشایش نمایشگاه تا اندازهای پاسخگوی این مسائل بود. نمایشگاه اخیر کریمی خوشبختانه به دور از جنجالهای سال پیش اکسپو عکس برگزار شد و هرچند که تا اندازهای حضور دوباره یک بازیگر در مقام یک هنرمند عکاس و به طور کلی حضور در عرصه هنرهای تجسمی مورد بحث قرار گرفت اما لطمهای به کلیت نمایشگاه وارد نشد.
روز پیش هم نمایشگاه مشترک عکسهای «عباس کیارستمی» و مجسمههای «پرویز تناولی» در دوبی آغاز بهکار کرد. اما این مسئله که چگونه یک بازیگر پا به عرصه هنرهای تجسمی میگذارد یا اینکه بالعکس یک نقاش شروع به بازی یا فیلمسازی میکند، نکتههای ظریفی را برای ما یادآوری میکند که امروز در بحث از هنرهای معاصر به آنها برمیخوریم و درمییابیم که دیگر نمیتوانیم با همان عینک قدیمیمان به آنها بنگریم و به بحث درباره اینگونه مسائل بپردازیم.
نخستین مسئله این است که هنرهای مختلف هر کدام به عنوان رسانهای برای بیان آنچه هنرمند قصد گفتن، نمایش و اجرای آن دارد، دیگر مرز و حدی خاص ندارند. حال با اینکه نمیتوان از این مسئله به عنوان متلاشی شدن تمامی ساختارهای گذشته نام برد اما همپوشانی رسانههای مختلف را موجب میشود و به همین واسطه آزادی عمل بیشتری برای هنرمند ایجاد خواهد شد.

نمایشگاه «بافت، گره، تور» در موزه «هانتردن» آمریکا افتتاح شد. در این نمایشگاه که به کارهای هنری دستبافت و تکنیکهای مختلف بافتن با استفاده از مواد مختلف طبیعی اختصاص دارد، هنرمندان کشورهای مختلفی کارهای جدید خود را در این زمینه با نگاهی معاصر ارائه دادهاند. از میان این هنرمندان میتوان به ابیگال دوان، کارن سایراملا، پت هیکمن، کازو هانما، اد بینگ لی، کارول وستفال، هیساکو نریجیما و نوریکو تاکامیا اشاره کرد.




تجربهی كار با سيم خاردار براي من هميشه تجربهاي سخت امّا دلچسب بوده است؛ كارهاي شكل گرفته از آن نيز با وجود گوناگوني، همگي در انتخاب عناصري سخت و سنگين از محيط، مشترك بودهاند.
ساخت ساده و پارادوكس يك گل با سيم خاردار، كاري نمادين از عنصري ميرا بود كه هميشه دوست داشتهام ماندگدار باشد.
تمامی عکس ها توسط «راحله زمردی نیا» گرفته شده است.





کار «3549» یکی از اجرهای نمادین گروهی ما است که در دریاچه ارومیه انجام شد. تخریب محیط زیست و بی توجهی نسبت به این مسئله همانند اوضاع نابهسامان فرهنگی که در همه جای کشور حاکم است موجب شده بود تا دریاچه بزرگ ارومیه که شاید مهمترین جاذبه طبیعی شهرهای ارومیه و حوالی آن است، رو به خشک شدن برود و این مسئله را میشد از بی رونقی خانهها و سایر مکانهای «چیچست» دید. اما 3549 نیز نشانی از همین خشک شدن بود، 3549 قدم رفتیم و رفتیم تا از محل اسکان به آب برسیم؛ حرکتی اجتماعی که مسالهاش تنها به خشک شدن یک تکه زمین نمیانجامد بلکه اشاره به تبعات بسیار ناخوشایند اجتماعی و فرهنگی این خشک شدن دارد. این قدمها(3549) فاصلهای را نشان میدهد که ما از طبیعت اطراف خود گرفتهایم، فاصلهای از یک خشکی تا آنجا که هنوز دریاچه زنده بود و زندگی میکرد.
عکسها از: مهدی متولی
یادداشتی بر نمایشگاه مرتضی پورحسینی و لیلی رشیدیروز نخست آبان ماه نمایشگاه دونفره لیلی رشیدی و مرتضی پور حسینی در نگارخانه راهابریشم برپا شد تا این هنرمندان دومین نمایشگاه مستقل خود را جدای از نمایشگاههای گروهی و جشنوارهها، با ارائه مجموعههای جدید خود برگزار کنند.
سال گذشته لیلی رشیدی در نگارخانه آتبین و مرتضی پورحسینی در نگارخانه نامی خانه هنرمندان نخستین نمایشگاه انفرادی خود را برگزار کرده بودند و این نمایشگاه جدید را میتوان برای هر دو نفر ادامهای متفاوت و پختهتر نسبت به کارهای پیشین ارزیابی کرد.
آنچه که در نگاه نخست پیوندی میان دو مجموعه ارائه شده در این نمایشگاه بوجود میآورد، برخورد رئال یا به بیانی دیگر واقعگرایی موجود در نقاشیهاست که جدای از موضوع، به لحاظ تکنیکی کارها را همسو نشان میدهد. اما نکته دیگر که شاید در لایهای پایینتر به چشم میآید تاثیرات عکاسی یا شاید درستتر استفاده از فضایی عکسگونه است که البته در هر مجموعه به نحوی متفاوت به کار گرفته شده است.
