
روز گذشته در محل درب ورودی موزه هنرهای معاصر تهران اتفاقی را تجربه کردم که آن را نه فقط از جانب یک هنرمند یا روزنامهنگار که مورد ضرب و شتم قرار گرفته، بلکه از طرف جامعه هنری و خبرنگاری بازگو میکنم. روز پیش برای همراهی یکی از هنرمندان اصفهانی که برای شرکت در جشنواره «تجلی احساس» به تهران آمده بود و سپس رفتن به منزل آقای احمد نادعلیان، به سمت موزه هنرهای معاصر تهران رفتم. نزدیک به ده دقیقه در جلوی در ورودی موزه منتظر این هنرمند بودم که متوجه شدم در ورودی موزه توسط حراست بسته شده و اجازه ورود و خروج به هیچ فردی داده نمیشود. پس از صحبت تلفنی با خانم عالمشاه که گویا برای اعتراض به برخی مشکلات پیش آمده در طول جشنواره و صحبت با مسئولین موزه هنرهای معاصر به آنجا رفته بود، دستگیرم شد که دلیل دیر آمدن ایشان همین موضوع بوده است. در همین زمان که از همه خواسته میشد از در پشتی موزه وارد شوند، دو نفر فیلمبردار به همراه یک فرد دیگر از در اصلی با هماهنگی وارد موزه شدند و دوست و همکار اینجانب که از هنرمندان برگزیده برای شرکت در جشنواره تجلی احساس و بخش هنرجدید آن بودند، پشت سر حراست موزه ایستاده بودند. از حراست موزه درخواست کردم که به این هنرمند نیز اجازه خروج از موزه را بدهند که بلافاصله و بدون هیچ دلیل خاص، شناخت قبلی و یا حتا بحث و درگیری لفظی به سوی من حملهور شدند، در ابتدا فرد مورد نظر به همراه یکی دیگر از افراد حراست موزه قصد زدن و بردن من به داخل موزه را داشتند و هنگامی که موفق به این کار نشدند با مشت و لگد و به طرز وحشیانهای به صورت، شکم و دست من زدند و در نتیجه این حرکت بی شرمانه لب بالایی اینجانب دچار پارگی شد و سه بخیه خورد و همچنین انگشت دست راستم نیز ترک برداشت و هم اکنون با آتل بسته شده است.
این حرکت زشت و زننده در جایی صورت گرفته است که یک مرکز بینالمللی و یکی از بزرگترین و مهمترین مراکز فرهنگی این کشور است و حراست موزه نیز باید به همان اندازه دارای رفتار سالم و فرهنگی باشد. سوال من از مسئولین موزه هنرهای معاصر تهران و شخص آقای دکتر محمود شالویی به عنوان رئیس و سرپرست موزه هنرهای معاصر تهران این است که آیا شاءنیت مورد نظر برای هنرمندان و خبرنگاران ما در این کشور همین قدر است؟ آیا ما پس از سالیان سال کار هنری و فعالیت خبری در این زمینه، در موزه هنرهای معاصر تهران با یک چنین رفتاری قدردانی میشویم؟ ....

از مجموعه «اتاق»

از مجموعه «در خواب رفتگان»



یادداشتی بر نمایشگاه علیرضا جدی در آرانچند هفته پیش علیرضا جدی به همراه پویا آریانپور نمایشگاهی دونفره را در نگارخانه اعتماد تهران برگزار کردند که جدی در آن نمایشگاه کارهای کوچک خود را ارائه کرده بود و مخاطبان خاص خود را داشت و همگی با کنجکاوی به نقش و طرحهای به کار رفته در نقاشیها نگاه میکردند. کارهای جدی برخلاف انتزاع آثار آریانپور، نقاشیهایی با ترکیببندی شلوغ و پر طرحی است که با تکنیکها مختلف بر روی کاغذ کار شده. کارهایی که میتواند برآمده از ذهنی خلاق و پرمشغله باشد، با تاثیراتی از نگارههای قدیمی ایرانی و شرقی که در نگاه نقاش استحاله یافتهاند.
اما جمعه هفته پیش این هنرمند نمایشگاهی انفرادی از نقاشیهای خود در نگارخانه آران داشت که این نمایشگاه تا 5 آذرماه همچنان برپا خواهد. این آثار با تفاوتهایی در همان حال و هوای نمایشگاه قبلی است اما به هر صورت ارائه آثار ابعاد بزرگ و تنوع بیشتر آثار تفاوتهایی را به وجود آورده. وقتی در نمایشگاه پیشین ای هنرمند در نگارخانه اعتماد به کارها نگاه کردم به یاد شعرهای پستمدرن امریکایی افتادم. آنچه که در رابطه متن و دریافت خواننده در نوشتار پست مدرن باید گفت این است که متن به پارههایی تبدیل میگردد که هیچ کدام بر هم برتری نداشته و قرار نیست که ما را به عمق ببرد. در اینجا دیگر خبری از احساس، خاستگاه اصیل و شخصیت فردی نیست و همه چیز در سطح پخش میشود و خواننده محل یکی شدن این پارگی و پخش شدن در سطح است.
بیش از 500 اثر مختلف نقاشی و مجسمه از هنرمندانی همچون پیت موندریان، مارک روتکو، جکسون پالاک، جف کونز و دیگران در موزه هنرهای معاصر لسآنجلس به صورت برگزیدهای از شش هزار اثر مختلف موسسه «مکا» که آثار معروف و مطرح شده پس از جنگ جهانی دوم هستند، به نمایش در آمده است. این نمایشگاه در حالی برگزار شده است که در زمان بحران اقتصادی این چند ساله مجبور به فروش آثار خود برای باقی ماندن و فرار از ورشکستگی هستند.

کاری از رابرت اسمیتسون
این گزارش از رویترز با عکسهای جالبی از نمایشگاه همراه بود که میتوانید در ادامه مطلب ببینید.
شبکه ایران- طاهر رضازاده*: بیست و چهارمین جشنواره هنر محیطی از پانزدهم تا هفدهم مهرماه 88 برگزار شد. در این رویداد، هنرمندان جوانی از سراسر کشور طی یک فراخوان اینترنتی از سوی مرکز بینالمللی هنر محیطی ایران (پردیس)، دعوت شده بودند تا هنر خودشان را در ساحل دریاچه ارومیه بیافرینند. بسیاری از این افراد، به واسطه حضور مستمری که در جشنوارههای سالهای گذشته یافته بودند، از هنرمندان شناخته شده این عرصه به شمار میرفتند. با این حال افراد دیگری نیز بودند که نخستین حضور خود را در این رویداد هنری تجربه می کردند بر اساس موازین داخلی جشنوارههای هنر محیطی، عموما این امکان به علاقمندان غیر حرفهای داده میشود که آفرینش هنر محیطی را برای نخستین بار تجربه کنند و ...
این مطلب نوشته دوست خوبم آقای طاهر رضازاده و به واقع مروریست بر آثار فرشته عالمشاه و تارا گودرزی در جشنواره ارومیه. مطلب بسیار گیرا و جالبی است که ایشان از نگاهی خارج از نگاه داخلی جمع هنرمندان محیطی به مسئله پرداختهاند و به نظر من در این امر هم موفق شدهاند تا بسیار به حقیقت این کارها نزدیک شوند. پیشنهاد میکنم که مطلب را تا پایان در بخش ادامه مطلب دنبال کنید.
یادداشتی درباره حضور هنرمندان در حیطههای مختلفروز پیش (14آبان ماه) نخستین نمایشگاه عکس انفرادی نیکی کریمی در نگارخانه گلستان تهران به پایان رسید و خانم بازیگر حاصل تجربیات 15 ساله خود را در قالب نمایشگاهی از عکسهای طبیعت به نمایش گذاشت.این نمایشگاه در حالی برگزار شد که به هر صورت کنجکاویها و حساسیتهای خاص خود را همراه داشت که البته نشست خبری پیش از گشایش نمایشگاه تا اندازهای پاسخگوی این مسائل بود. نمایشگاه اخیر کریمی خوشبختانه به دور از جنجالهای سال پیش اکسپو عکس برگزار شد و هرچند که تا اندازهای حضور دوباره یک بازیگر در مقام یک هنرمند عکاس و به طور کلی حضور در عرصه هنرهای تجسمی مورد بحث قرار گرفت اما لطمهای به کلیت نمایشگاه وارد نشد.
روز پیش هم نمایشگاه مشترک عکسهای «عباس کیارستمی» و مجسمههای «پرویز تناولی» در دوبی آغاز بهکار کرد. اما این مسئله که چگونه یک بازیگر پا به عرصه هنرهای تجسمی میگذارد یا اینکه بالعکس یک نقاش شروع به بازی یا فیلمسازی میکند، نکتههای ظریفی را برای ما یادآوری میکند که امروز در بحث از هنرهای معاصر به آنها برمیخوریم و درمییابیم که دیگر نمیتوانیم با همان عینک قدیمیمان به آنها بنگریم و به بحث درباره اینگونه مسائل بپردازیم.
نخستین مسئله این است که هنرهای مختلف هر کدام به عنوان رسانهای برای بیان آنچه هنرمند قصد گفتن، نمایش و اجرای آن دارد، دیگر مرز و حدی خاص ندارند. حال با اینکه نمیتوان از این مسئله به عنوان متلاشی شدن تمامی ساختارهای گذشته نام برد اما همپوشانی رسانههای مختلف را موجب میشود و به همین واسطه آزادی عمل بیشتری برای هنرمند ایجاد خواهد شد.
