ما همواره در بحث برگزاری نمایشگاه‌های تجسمی در کشور با مسائل گوناگونی روبه‌رو می‌شویم که برخی از آنها در نوع خود بی‌نظیرند. نمونه‌ای از این مسائل جالب را می‌توان در نخستین جشنواره فجرآفرینان که در موسسه فرهنگی‌-هنری صبا برگزار شده است، مشاهده نمود. ما جدای از نگارخانه‌های فردی و غیردولتی در کشور که بیشتر به دخمه‌هایی برای ارائه کاملا خصوصی آثار می‌مانند؛ تنها یک فضای موزه هنرهای معاصر تهران را داریم که از لحاظ امکانات وطراحی در زمان خود مناسب بوده است و شاید اکنون با معیارهای روز و جهانی هنر چندان هماهنگ نباشد با این وجود باز هم بهترین مکان نمایشگاهی ما در حال حاضر است. بعد از موزه هنرهای معاصر، فضای جدیدی که برای ارائه آثار هنری در کشور ما وجود دارد، موسسه فرهنگی- هنری صباست. حال اگر به این فضای جدید که چند سالی‌است میزبان نمایشگاه‌های مهم تجسمی کشور ما شده است نگاهی بیاندازیم، چه از لحاظ ساختار و طراحی فضا و چه از لحاظ برخورد با هنرمندان و آثار هنری به نکات جالبی می‌رسیم.

اواسط هفته گذشته نخستین جشنواره فجرآفرینان به همت بنیاد شهید در محل موسسه صبا افتتاح شد که علاوه بر بخش‌های همیشگی نقاشی و عکس چند بخش دیگر نیز به این نمایشگاه افزود شده است. جالب توجه‌ترین بخشی که به عنوان بخش جنبی اضافه شده بود، بخش« هنر جدید» است که هنرمندان آن به عنوان هنرمندان مدعو حضور دارند، دلیل جالب بودن این بخش را نیز، بیشتر می‌توان مربوط به تازگی آثار این بخش دانست، چرا که بر خلاف بیشتر آثار بخش نقاشی که شاید تا به امروز بیش از پنج‌بار به نمایش در آمده‌اند، بیشتر این آثار تنها چند روز قبل از گشایش نمایشگاه پدید آمده و دست‌کم ارزش یک‌بار دیدن را دارند. از سوی دیگر این آثار مخاطب را هر چه بیشتر با خود درگیر کرده، تا آنجا که او می‌تواند در بسیاری از این آثار مشارکت داشته و منفعل نماند.

اما در همین بخش هنر جدید، یک روز پس از افتتاح این نمایشگاه اتفاقات جالبی رخ می‌دهد و بخشی از یکی از آثار چندرسانه‌ای به نام«صدای سکوت» دزدیده می‌شود. این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که نور و صدای این اثر نیز خاموش می‌ماند و مسئولان برگزاری این نمایشگاه بدون توجه به این مسئله، حتما کوچک‌ترین تماسی با هنرمندان این اثر نگرفته و در برخورد با آنها هیچگونه مسئولیتی را نمی‌پذیرند.

صداي سكوت

با وجود آنکه پس از چند روز رفت‌وآمدهای پیاپی این گروه هنری روز گذشته مشابه‌ای از ماشین‌تحریر آلمانی و بسیار قدیمی که به عنوان بخشی از اثر در چیدمان کلی وجود داشته و دزدیده شده بود،‌ توسط موسسه صبا خریداری و همچنین صدا و نور این اثر‌بار دیگر تنظیم شد؛ اما هیچ تغییری در برخورد مسئولان این نمایشگاه با این گروه هنری صورت نگرفت.

در این میان آنچه بیش از همه برای هنرمندان ما آزاردهنده است، بی‌توجهی مسئولان برگزاری به این مسئله و کوچک خواندن این دزدی است از یک منظر، و از سوی دیگر مشکل اصلی که باعث بروز این‌گونه مسائل می‌شود، کم‌سوادی موجود در برخورد با رسانه‌های جدید هنری است تا آنجا که تمامی مسئولان این نمایشگاه، خود هنرمندان این گروه را مقصر اصلی دزدی می‌دانند چرا که از نظر آنها هنرمندان آثار هنر جدید باید از صبح آثار خود بایستند و مراقب نور و صدا بوده و احیانا دزدان با سلیقه‌ای باشند که یک ماشین‌تحریر حجیم و سنگین را در زمان حضور حراست از یک موسسه فرهنگی و هنری خارج می‌کنند.

اما از سوی دیگر حتی اگر دزدی صورت گرفته را ناشی از زرنگی دزدان بدانیم تا ناکارآمدی مسئولان حراست یک موسسه یا برگزارکننده نمایشگاه – که البته به هیچ عنوان دلیل خوب و قانع کننده‌ای هم نیست – بازهم بسیاری مسائل دیگری می‌ماند که نشان از نبود شناخت کافی برای برگزاری یک نمایشگاه است. یک نمونه روشن آن، نبود شناخت در برخورد با آثار چندرسانه‌ای و در کل آثاری است که جدای از یک وجه بصری و دیداری، دارای نور، صدا، بو و سایر ویژگی‌های خاص خود هستند که بدون آنها قابلیت تاثیرگذاری خود را از دست می‌دهند و نمی‌توان از آنها به عنوان بخش جنبی یک اثر یاد کرد. نبود این شناخت هنگامی به درستی درک می‌شود که حتی جواب دبیر بخش هنر جدید این نمایشگاه نیز پس از دزدیده شدن ماشین‌تحریر این اثر، چیزی بهتر از گفته‌های مسئولان حراست نیست:« اتفاقی نیفتاده است و به ما ربطی ندارد». اما در این میان آنچه که مسلم است، حراست و نگهداری آثار هنری است که در قالب یک نمایشگاه سفارشی و توسط یک ارگان خاص ارائه می‌شود و بر عهده هنرمندان دعوت‌شده به آن نمایشگاه نمی‌باشد. به طور مثال از یک نقاش یا عکاسی که آثار خود را درقطع کوچکی ارائه داده و به راحتی قابل جابه‌جایی می‌باشد، نمی‌توان انتظار داشت در طول برپایی نمایشگاه در کنار اثر خود بایستد و از آن مراقبت نماید. اصولا اگر هنرمندان از بابت حفظ نگهداری آثار خود در جشنواره‌ها و نمایشگاه‌هایی از این دست اطمینان نداشته باشند، به طور حتم عطای شرکت در آن را به لقایش خواهند بخشید.

 در پایان این یادداشت کوتاه آنچه را که می‌توان به عنوان نتیجه گفت این است که،‌ ما هر چند در فضایی که به هنرهای تجسمی بهایی داده نمی‌شود نیاز به برگزاری این جشنواره و نمایشگاه‌ها را داریم اما نباید مسئولیت و کار را بر عهده کسانی بگذاریم که سواد و آگاهی کافی را برای برگزاری نمایشگاه و نحوه برخورد با آثار و هنرمندان آن را ندارند. متاسفانه ما در این چند ساله بیش از آنکه به فکر هنرهای تجسمی و زمینه‌سازی مثبت برای هنرمندان جوانمان باشیم، شاهد برگزاری نمایشگاه‌های سفارشی و با سیاست‌های خاص هستیم که هنرمندان در این دست نمایشگاه‌ها بهایی دارند و خریده می‌شوند و چیزی که در این نمایشگاه‌ها اهمیتی ندارد، خود هنر است دسترنج چندین و چند ساله خود را در فضایی به عنوان موسسه فرهنگی- هنری صبا که با ستون‌های حجیم خود بیشتر به پارکینگ آثار تجسمی می‌ماند، متوقف ساخته و آنچه به دست می‌آوریم نگاه مات و مبهوتی‌ا‌ست که در طول یک هفته برگزاری نمایشگاه از خاموش بودن نور، صدا و دزدی بخشی از اثر نصیبمان می‌شود.

 

لینک مطلب در مطبوعات:

روزنامه فرهنگ آشتی

آفتاب